جزئیات کتاب

img
img
img
img
shape
shape
blog-details
21
شهریور

اپلای


نویسنده نرجس شکوریان فرد   انتشارات عهد مانا
سال نشر 1397   تعداد صفحات  248 صفحه

 

معرفی کتاب
 داستان اپلای نوشته نرجس شکوریان فرد درباره مشکلات تحصیل در یک کشور خارجی و انگیزه‌های مهاجرت برای تحصیل در میان دانشجویان ایرانی است.
 

خلاصه کتاب
میثم دانشجویی نخبه است که از یک دانشگاه اروپایی دعوت به کار می‌شود. او قبلا در یک فرصت مطالعاتی در اتریش بوده و با امکانان کار در دانشگاه‌های اروپا به خوبی آشنا است. در این میان یک ماجرای عشقی هم برای میثم پیش می‌آید. سوسن که یکی از همکلاسی‌های میثم است به او ابراز علاقه زیادی می‌کند و این مسئله ذهن میثم را درگیر کرده او را مردد می‌کند.
 

جملاتی از کتاب
شب از کانون زود برمی‌گردم تا با احمد پدر را حمام ببریم. حوصلهٔ خندیدن به شوخی‌های احمد را ندارم. با هیئت امنای مسجد درگیر شدیم. توی جلسه هر چه خواستند توبیخم کردند. من و سعید به نمایندگی کانون آن‌جا بودیم. مقابل پنج ریش سفید و بی‌ریشِ موسفید نشستیم. مدل کارمان در کانون مرکزی را توضیح دادیم. سعید از جهت‌دهی شور و شیطنت بچه‌ها با ورزش می‌گوید و این‌که زیرزمین مسجد اگر آشپزخانه نباشد سازماندهی کانون و تنوع برنامه‌های آن راحت‌تر می‌شود. می‌شود پاتوق یک عالمه بچه و نوجوان. حرف سعید مثل پتک است که روی سرشان بخورد. زیرزمین محل درآمد است برای تجملات مسجد. ناخودآگاه نگاهم می‌رود سمت لوستر و فرش‌هایی که بی‌دلیل نونوار شد. با ناراحتی از کارهای بچه‌ها می‌گویند که از نظر آن‌ها اشتباه است و از نظر ما. می‌گویم: بچه‌اند دیگر. ادب ندارند.

ادب مگر چیست؟ همین که با صدای اذان خالقش بلند می‌شود و جواب ندای او را می‌دهد و می‌آید مسجد با ادب‌ترین فرد جهان است.

عقلم هشدار می‌دهد که برای جنگیدن نیامده‌ام و با آرامش پیش بروم. فقط می‌گویم: بزرگ می‌شوند.

هر وقت بزرگ شدند بیان! مسجد که جای مسخره بازی نیست.

بالا